نامه شصت ویکم
سلام عزیز دل مامان خوبی گلم حال مامانت اصلا معلوم نیست چطوریه .......... مثل هوای بهاره ........... هر روز احساس میکنم که میخواد بارون بیاد و نمیاد............. هر روز ظهر که از اداره میام شوفاژ ها رو خاموش میکنم و صبح دوباره لرز میکنم این حال و روز هوا مثل حال و روز دل منه نمیدونم باید گریه کنم یا شاد باشم ............ باید لذت ببرم از زندگی یا حسرت بخورم حس و حالی که هیچوقت نداشتم ........... هیچوقت حسرت یا به کلمه درست تر غبطه کسی رو نمیخوردم ولی چند وقته !!!!!! چند وقته مادرها و بچه هاشون رو نگاه میکنم .......... زل میزنم بهشون .............. و خودم رو تصور میکنم وقتی که مادر هستم .......... یه وقتا دور یه وقتا نز...
نویسنده :
الی
8:51




